تبلیغات
شاه عباس همگانی
اعتراض ملی مذهبی ها | سیاسی ,

به نام خدا

آیا در فقدان فضای آزاد و انتخابات رقابتی، مجلسی قانونی تشكیل می‌شود؟

(اعتراض شورای فعالان ملی – مذهبی به رد صلاحیت‌های گسترده در انتخابات مجلس هشتم)

1 - درخواست «آزادی» یكی از اهداف و شعارهای اولیه و اساسی انقلاب اسلامی شكوهمند مردم ایران علیه رژیم سابق بوده است. چند مورد مهم از نقض آزادی در آن رژیم، كه مورد استناد طیف‌های گوناگون مخالف قرار داشت، عبارت بود از: نقض حقوق بشر از طریق بازداشت، حبس و شكنجه مخالفان و زندانیان سیاسی؛ فقدان مطبوعات و احزاب آزاد؛ برگزاری انتخابات فرمایشی كه نتیجه آن از قبل رقم خورده و...‌ . بدین ترتیب برقراری فضای آزاد (برای همگان)  و انتخابات آزاد از مطالبات اصلی انقلاب مردم ایران برعلیه حكومت پهلوی بوده است.

بزرگان معتقد به تفكر ملی – مذهبی نیز پس از انقلاب تاكنون، علیرغم شرایط نامساعد و فراز و نشیب‌های مختلف سیاسی، از این اصل اساسی دفاع كرده‌ و خواهان برگزاری انتخابات آزاد بوده‌اند.  آنان از آغاز بر عدم اعتقاد خویش به حق ویژه برای هیچ فرد و صنف خاص (از جمله فقها) تصریح نموده‌اند. همچنین با تبعات این حق ویژه‌طلبی كه به صورت‌های گوناگون عملی شده (همچون چندمرحله‌ای كردن انتخابات، گزینش و حذف داوطلبان، عدم اعلام صحیح نتایج انتخابات با دستكاری و ابطال برخی صندوق‌ها، رد صلاحیت یا حذف نمایندگان برگزیده غیرهمسو با جریانات حاكم و ... و بالاخره نظارت استصوابی صریح و آشكار در مراحل اخیر)، مخالفت نموده و از حقوق شهروندان و طیف‌های گوناگون، در حد مقدورات خود، دفاع كرده‌اند.  نتیجه این امر نیز حذف جریان ملی – مذهبی از روند انتخابات و دیگر صحنه‌ها بوده است. آنان خود نیز به جز در انتخابات دوره اول و ششم مجلس، به خاطر فقدان شدید شرایط مذكور و عدم وجود حداقلی از شرایط آزاد و رقابتی، در انتخابات دیگری مشاركت نكرده‌اند.

2 - روند حوادث جاری و حاكم بر كشور از سال 1379 به بعد بیانگر اراده جریانی خاص برای حذف تمامی نیروهای غیرخود و یكسان‌سازی و دربرگیری تمامی اركان و نهادهای قدرت در سیطره خویش و خاموش كردن هر صدا و كنش مغایر با خود است.  بر این اساس برخورد با مطبوعات منتقد، مراجع مستقل مذهبی، جریانات منتقد مستقل چون ملی – مذهبی‌ها و...، جنبش و نهادهای دانشجویی، جوانان وبلاگ‌نویس، فعالان صنفی و كارگری، فعالان حقوق زنان، فعالان قومی و مذهبی و...؛ را در پیش گرفته و فضایی بسته و غیرآزاد را برای طیف‌‌های مختلف (از جمله منتقدان درون حاكمیت و نیروهای مستقل بیرون از آن)، به ارمغان آورده است. چند انتخابات اخیر نیز در چنین فضایی برگزار گردیده است.

3 - شرایط و نحوه برگزاری انتخابات مجلس هشتم نماد آشكار و اوج روند یادشده است. چند برابر شدن بودجه شورای نگهبان از چند سال پیش، دورخیزی جدی برای به كارگیری تیغ نظارت استصوابی علیه هر فرد و جریانی است كه بخواهد خارج از عقاید و عملكرد جریان مذكور بیندیشد یا عمل كند. روند نظارت استصوابی كه در دو دهه اخیر شتابی روزافزون یافته است، آشكارا خلاف اهداف و شعارهای انقلاب مردم ایران، آزادی‌های مصرح در قوانین جهانی حقوق بشر كه جمهوری اسلامی ایران نیز بدان متعهد شده است و خلاف آزادی‌های مصرح در فصل سوم قانون اساسی ایران می‌باشد. اما این تیغ كه در دهه اول انقلاب فقط به سمت برخی افراد یا گروه‌های منتقد نشانه می‌رفت و آنها را حتی پس از اخذ رأی از مردم، حذف می‌نمود؛ به تدریج نیروهای درون حاكمیت را نیز در برگرفت. این امر این درس تلخ را به همگان، به ویژه نیروهای دست‌اندركار قدرت آموخت كه اگر روندها، رویه‌ها و قواعد غیردموكراتیك كه حقوق «دیگران» را از بین می‌برد؛ جا بیفتد، این ماشین در آینده هر كس دیگری را زیر خواهد گرفت. و اگر از حقوق «دیگران» دفاع نشود، فردا نوبت تضییع حقوق خود فراخواهد رسید. بنابراین باید از رویه‌های دموكراتیك و اعمال آن برای همگان دفاع كرد و به نقض آن قوانین اعتراض نمود و نه صرفا به مصادیقی از نقض آن، آنگاه كه برای خویشان و خودی‌‌ها پیش آید. این درس باید با شدت و قدرت وعمق تمام در وجدان جمعی جامعه ایران و تمامی طیف‌های فكری و سیاسی آن نهادینه شود. (یادآوری این امر قابل تأمل است كه علیرضا رجایی نماینده منتخب مردم تهران در مجلس ششم با تمهیداتی غیرقانونی و غیراخلاقی از فهرست نمایندگان حذف شد؛ دكتر رحمان كارگشا دیگر نامزد ملی – مذهبی از اراك با ترفندهایی شگفت‌انگیز و بررسی مجدد آرای چند صندوق و ابطال تعداد صندوق‌هایی بیشتر از صندوق‌های بررسی شده! پس از اخذ رأی، از نمایندگی كنار گذاشته شد؛ مهندس وحید میرزاده نامزد ملی – مذهبی از كرمانشاه پس از عبور از همه مراحل و هفت‌خوان رستم انتخابات، در حالی كه شانس اول نمایندگی بود، در شب برگزاری انتخابات از فهرست نامزدها حذف گردید و... این همه جدا از حذف بسیاری از نامزدها از طیف‌های گوناگون در مراحل اولیه بود).

در هرحال، روند مذكور در انتخابات مجلس هشتم چنان شتابی گرفته است كه صدای افراد مختلفی از جریانات نزدیك به دست‌اندركاران قدرت را نیز بلند كرده است. گوشه‌هایی از این نقد و اعتراض‌ها در ضمیمه بیانیه آمده است.

بدین ترتیب و بر این اساس كه تاكنون تنها در كمتر از ده درصد كرسی‌ها (یعنی حداكثر حدود 25 صندلی مجلس) امكان رقابت وجود دارد،  انتخابات پیش رو از مصادیق روشن یك انتخابات غیررقابتی است كه تكلیف بسیاری از كرسی‌های آن از قبل معلوم است و تكلیف برخی از آنها نیز در رقابتی محدود بین افراد متعلق به یك طیف مشخص تعیین می‌گردد. بدین ترتیب پرسش ما این است كه اینك چه انگیزه‌ای برای اصلاح‌طلبانی كه اكثر قریب به اتفاق نامزدهایشان حذف شده برای شركت در انتخابات و فرستادن حداكثر ده، بیست نماینده ضعیف به مجلس باقی مانده است؟ آیا باید با مشاركت در چنین روندی به غایت حذفی و غیردموكراتیك، به آن مشروعیت داد؟ آیا نقد مستمر از بیرون  (مجلس) و همچنین چهار سال تكرار این امر كه مجلس برآمده از چنین انتخاباتی مشروعیت ندارد، بهتر از حضور اقلیتی ضعیف، بی‌صدا و مرعوب در مجلس نیست؟ (آنان حتما با پرهیز از سراب‌گرایی‌های آرزواندیشانه توجه دارند كه برخلاف تصور و انتظار آنها، در مرحله دوم تعیین صلاحیت‌ها، نه تنها تاكنون افراد زیادی بازنگشته‌اند، بلكه آمار 2200 نفری ردصلاحیت‌شده‌ها به 3000 نفر رسیده است).

4 - غلبه نگاه  امنیتی – نظامی در روندهای جاری كشور كه حوزه‌های سیاسی (و اقتصادی و...) گوناگونی را دربرمی‌گیرد، در انتخابات آتی مجلس هشتم شكل عریان‌تر و بی‌محاباتری به خود گرفته است. جدا از سخنان تهدیدآمیز افرادی كه نقش‌‌های پشت‌صحنه مؤثری دارند و «زندگی برخی نمایندگان را به خاطر رأفت نظام می‌دانند!»؛ اینك نظامیان كه بر اساس قوانین رسمی كشور و تجارب جهانی برآمده از بسیاری از جوامع دیگر، حق ورود به مسائل سیاسی و اختلافات جناحی را ندارند؛ با توجیهات سست و سفسطه‌های آشكاری كه می‌خواهد قانون را دور بزند، به صراحت و با غلاظ و شداد فراوان و ادبیات خاص نظامیان، حضور خود را در صحنه سیاسی و انتخابات به دیگران اعلام كرده‌اند. آنها آشكارا گفته‌اند وظیفه شرعی بسیجیان حمایت از یك جریان خاص است و به دنبال مجلسی پركار، آرام و حامی دولت‌اند. آنان نه تنها اعتراضات دیگران را به این رفتار غیرقانونی به هیچ می‌انگارند بلكه شدیدا به دفاع از این عمل خویش و تهدید دیگران با این برچسب كه نظرات و عقاید مغایر جریان راست خطری است كه انقلاب (و در واقع حاكمیت یك جریان خاص) را تهدید می‌كند و آنان وظیفه مقابله با این تهدیدات را دارند، می‌پردازند. بدین ترتیب مشاهده می‌شود كه نه تنها برخی از اصلاح‌طلبان درون حاكمیت و بعضی افراد مستقل ثبت‌نام كرده برای انتخابات به شدت غربال می‌شوند، بلكه روند برگزاری انتخابات نیز با جهت‌گیری آشكار نظامیان مبنی بر وظیفه شرعی آنان در دفاع از یك جریان خاص، مورد تهدید قرار می‌گیرد.

5 - بدین ترتیب وظیفه ملی و قانونی، تعهد مذهبی و اخلاقی، و نیز دلبستگی ما به آرمان‌های اولیه و راستین انقلاب ایجاب می‌كند كه اعتراض خود را هم به روندها و فضای غیرآزاد سالیان اخیر برای طیف‌ها و فعالان عرصه‌های گوناگون، و هم به رویه‌های درپیش‌گرفته شده توسط جناح قدرتمند حاكم بر انتخابات مجلس هشتم ابراز نماییم. و هشدار دهیم كه برخلاف اهداف و آرمان‌های اصیل انقلاب، قوانین معتبر جهانی حقوق بشر و قوانین رسمی كشور، مردم در این نوع انتخابات برای برگزیدن نمایندگان خود آزاد نیستند و تنها حق انتخاب بین افرادی گزینش شده از طریق یك سلیقه سیاسی خاص و محدود را دارا خواهند بود. این اعمال، در ادامه روندهای جاری و حاكم بر فضای سیاسی كشور، مردم و میهن ما را از بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های فكری، سیاسی و كارشناسی جامعه ایرانی، كه اینك در حل مسائل روزمره‌اش دچار سختی و مرارت است، محروم می‌سازد. آنانی كه تصور می‌كنند با بستن فضای كشور و یك‌دست‌سازی هر چه بیشتر نهادهای مختلف (از جمله نهادهایی كه باید برآمده از انتخابات باشد)، می‌توانند امنیت ایجاد كنند، باید بدانند امنیت یك امر ملی است و امنیت ملی نیز، به خصوص در جهان پرتلاطم امروز و بویژه در منطقه خطرخیز خاورمیانه، تنها از طریق رعایت دموكراسی، آزادی، حقوق بشر، رفاه همگانی و بویژه مشاركت جمعی آحاد جامعه و طیف‌ها و عقاید گوناگون به دست می‌آید. روند حذف و خشونت نه تنها امنیت «ملی» ایجاد نمی‌كند، بلكه امنیت برای قدرت و قدرتمندان را نیز، برخلاف تصورات نادرست مذكور، مورد تهدید قرار می‌دهد. تنها از طریق همبستگی ملی برآمده از دموكراسی و رفاه همگانی است كه می‌توان خطراتی كه منافع ملی تمام ایرانیان، نه تنها قدرتمندان؛ را تهدید می‌كند، مرتفع نمود. ولی متأسفانه پیش‌برندگان روندهای حاكم بر كشور كه در سالیان اخیر شتاب روزافزونی گرفته، گوش‌های خود  را بر این نقد و نظرهای مشفقانه بسته‌اند و گویی اراده كرده‌اند «قطار بی‌ترمز» خود را با شتابی هر چه بیشتر به سمت ناكجاآباد و نابودی پیش ببرند.

ما در پایان باید هشدار و انذار دهیم كه مجلس برآمده از شرایط غیرآزاد و انتخابات غیررقابتی مشروعیتی نخواهد داشت و نماینده تمام مردم ایران نخواهد بود. زیرا رهبران یك جریان خاص و عده‌ای معدود از قبل تكلیف اكثر كرسی‌های آن را معلوم كرده و یا در بین افراد یك جریان خاص محدود نموده‌اند. آنها قبل از رأی‌گیری، با حذف رقبا، سرنوشت انتخابات را از پیش تعیین كرده‌اند.

شورای فعالان ملی – مذهبی

25 بهمن 1386


 

پیوست: مرور برخی اخبار مرتبط با  انتخابات مجلس هشتم

● سه وزیر خاتمی در میان ردصلاحیت‌شدگان (مرتضی حاجی، احمد خرم، علی صوفی). خرم: رد صلاحیت سزاوار 30سال خدمت نیست. (كارگزاران، 4 بهمن 86)

● وزیركشور برخی ردصلاحیت‌ها برای خودمان هم سؤال است. ممكن است در مواردی از بررسی صلاحیت‌ها در هیأت‌های اجرایی دقت كافی صورت نگرفته باشد. وی اظهار امیدواری كرد با دقت هیأت‌های نظارت اگر كسی در مواردی مورد تأیید است، تأیید شود. (كارگزاران، 4 بهمن 86)

● محمد هاشمی: اخباری كه در باره عدم احراز صلاحیت تعداد زیادی از نمایندگان سابق مجلس، همچنین نمایندگان این دوره به گوش می‌رسد جای تأمل دارد. انتظار و انصاف نیست با شخصیت‌هایی كه بخش مفیدی از عمر خود را در خدمت نظام و انقلاب بوده‌اند، چنین رفتارهایی صورت گیرد. (كارگزاران، 4 بهمن 86)

● شهاب‌الدین صدر در همایش جبهه متحد اصول‌گرایان در دارالشفای قم گفت درصد بسیار بالایی از كاندیداهای هشتمین دوره انتخابات مجلس را اصول‌گرایان تشكیل می‌دهند.

ظاهرا بیان این آمار به قدری غیرمنتظره بود كه بلافاصله خبر مذكور از سوی خبرگزاری ایرنا حذف شد. (اعتماد،6بهمن86)

● خاتمی گفت امكان رقابت انتخاباتی وجود ندارد. وی از ردصلاحیت گسترده نیروهای اصلاح‌طلب و مستقل ابراز نگرانی و از آن تحت عنوان تسویه عجیب یاد كرد. وی گفت هیأت‌های اجرایی در این مرحله از انتخابات به تسویه عجیبی در نیروهای مؤمن، شایسته و دارای شانس پیروزی در انتخابات دست زدند. اقدامات هیأت‌های اجرایی نه تنها شامل نیروهای اصلاح‌طلب می‌شود بلكه بسیاری از نیروهای مستقل و مجرب نیز تاكنون از امكان حضور در انتخابات محروم‌مانده‌اند. خاتمی گفت: در وضعیت فعلی نه تنها در اكثر حوزه‌ها امكان رقابت بین گروه‌های سیاسی وجود ندارد، بلكه وضعیت به گونه‌ای است كه نیروهای مستقل هم امكان رقابت ندارند. بدین ترتیب مهم‌ترین شرط یك انتخابات خوب و ارزشمند یعنی رقابت منتفی شده است (اعتماد، 7 بهمن 86)

● علی مطهری ]فرزند آیت‌الله مطهری كه خود دارای نظرات تندی متمایل به جریان راست است[ در یادداشتی تحت عنوان «افراط در رد صلاحیت‌ها» در روزنامه اعتماد ملی (16 بهمن 86) از ردصلاحیت‌ گسترده داوطلبان نمایندگی ابراز تعجب كرد و آن را به طرز تفكر داوطلبان مرتبط دانست و از شورای نگهبان خواست كه صالحانی كه رد صلاحیت شده‌اند را به جرگه كاندیداها بازگرداند. (كیهان، 17 بهمن 86)

● عماد افروغ یكی دیگر از اصولگرایان شاخصی بود كه به رد صلاحیت‌های گسترده اعتراض كرد و در گفتگو با ایسنا تأكید كرد «معتقدم ردصلاحیت برخی باعث شگفتی بود واز اینكه با چه سند و مدرك محكمه‌پسندی برخی رد صلاحیت شدند، شگفت‌زده شدم». (كارگزاران، 9 بهمن 86)

همچنین افروغ در گفت و گو با كارگزاران اظهار داشت حذف نوگرایان اجتماعی حذف جمهوریت است. (كارگزاران، 13 بهمن 86)

● روزنامه جمهوری اسلامی كه می‌توان آن را بیانگر نظرات بخش مهمی از جریان روحانیت مبارز و برخی چهره‌های جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دانست به «سخت‌گیری‌های خلاف قانون و برخوردهای سلیقه‌ای» اشاره كرد و نسبت به آن هشدار داد. این روزنامه همچنین  در سرمقاله خود نوشت عدم حسن شهرت نیز ابزار جدیدی است كه هیأت‌های اجرایی در اختیار گرفته‌اند... مگر شما می‌خواهید «مجلس مشاهیر» تشكیل بدهید كه عده‌ای از داوطلبان را به بهانه عدم احراز حسن شهرت مردود دانسته‌اید؟ (كارگزاران، 9 بهمن 86)

● ورود ناطق نوری به حلقه رایزنی‌ها. مجید انصاری خبر داد علی‌اكبر ناطق نوری و برخی دیگر از شخصیت‌های اصول‌گرا كه وی نامی از آنها نبرد، رایزنی‌های خود را برای كاهش ردصلاحیت‌های داوطلبان انتخابات آغاز كرده‌اند. وی ابراز داشت در چند روز اخیر با هر یك از چهره‌های خدوم و دلسوز، حتی از جریان اصول‌گرا و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام كه صحبت می‌كنیم، نه تنها از مسأله پیش‌آمده ابراز تعجب و تأسف كرده، بلكه نسبت به رفع مشكل دست به كار شده و رایزنی‌های خود را آغاز كرده‌اند. (كارگزاران، 9 بهمن 86)

● هشدار انتخاباتی رئیس ستاد كل نیروهای مسلح: باید مانع از ورود متحصنین به مجلس هشتم شد. سردار سرلشگر فیروزآبادی گفت آنها كه نامه‌ نوشتند با بوش بسازند و به رهبری نامه نوشتند با بوش بسازد و در مجلس تحصن كردند و در دانشگاهی كه 50 سال مظهر مبارزه با آمریكاست و هنوز خون شهیدان مبارزه با استكبار در آن می‌جوشد، نفوذ كردند و به نفع آمریكا شعار دادند؛ ملت ایران باید اینها را بشناسد. مبادا آنها كه به آمریكا دل بسته‌اند به كرسی‌های مجلس دست‌یابند و باز آن كنند كه كردند. وی افزود مجلس آینده باید پركار، آرام، و حامی برنامه‌های دولت باشد. (اعتماد، 14 بهمن 86)

● موسوی لاری با اشاره به مشخص بودن حدود 170 كرسی مجلس اظهار داشت: در بقیه كرسی‌های مجلس، از این 100 تا 120 كرسی نیز با تسامح می‌توان از رقابت سخنی گفت چرا كه در بسیاری از این مناطق باز هم كاندیداهای اول و دوم ما را حذف كرده‌اند و افرادی هم كه از نظر گرایش به ما نزدیك‌اند، عموما چهره‌های شناخته‌شده‌ای نیستند. وی افزود: می‌توانیم با طرح این پرسش كه وقتی كاندیدایی نداریم پس چگونه در انتخابات مشاركت كنیم، خود را از گردونه رقابت كنار بكشیم، بدون اینكه انتخابات را تحریم كنیم. (اعتماد، 16 بهمن 86)

● نوه حضرت امام در میان ردشدگان؛ گفتگوی كارگزاران با علی اشراقی. علی اشراقی (ضمن شرح سؤالاتی كه بازرسان هیأت نظارت از برخی همسایگان او درباره وضع ظاهری و رفتار وی و همسرش و ... پرسیده‌اند) گفته است: من اخیرا جلسه‌ای تقریبا یك ساعته به دعوت آقای احمدی‌نژاد در دفتر ایشان داشتم. در این جلسه آقای احمدی‌نژاد از من دعوت كرد تا به دولت بروم و گفت درهای دولت به روی من باز است. اما من به ایشان اطلاع دادم كه داوطلب انتخابات مجلس شدم كه این مسأله با استقبال آقای احمدی‌نژاد روبرو شد، به گونه‌ای كه به من گفتند تكلیف یكی از سی‌رأی من روشن شد. (كارگزاران، 17 بهمن 86). ]سخنگوی شورای نگهبان دلیل ردصلاحیت علی اشراقی را ناقص بودن مدارك اعلام كرد! گویی امكان رفع نواقص وجود نداشته است! علی اشراقی نیز به شدت این ادعا را تكذیب كرد.[ (همچنین برخی مطبوعات 21 بهمن نیز از ردصلاحیت فردی خبر دادند كه سال‌ها در عراق اسیر بوده است. همان كسی كه در هنگام دستگیری توسط عراقی‌ها در مقابل دوربین خبرنگاران علیه صدام شعار داده و به یك خبرنگار زن بی‌حجاب از قول حضرت فاطمه سفارش به حجاب نموده بود. این فیلم بارها از تلویزیون ایران پخش شده است.(

● محمد خاتمی در جمع خبرنگاران اعلام كرد: وقایعی كه در مرحله اول بررسی صلاحیت‌ها رخ داد فاجعه بود. اما آنچه در مرحله دوم رخ داد فاجعه را سنگین‌تر كرد. (كارگزاران، 18 بهمن 86)

● دكتر محمدرضا عارف كه احتمال سرلیستی او در فهرست اصلاح‌طلبان می‌رفت، استعفا داد. (مطبوعات، 18 بهمن 86)

● آیت‌الله محسن تبریزی در انتخابات خبرگان تأیید صلاحیت، اما در انتخابات مجلس از سوی هیأت‌های نظارت ردصلاحیت شده است. (كارگزاران، 18 بهمن 86)

● انتقاد آیت‌الله مكارم شیرازی از ردصلاحیت‌ها. آیت‌الله مكارم شیرازی در درس خارج فقه خود نسبت به رد صلاحیت عده‌ای از كاندیداها اعتراض كرده و گفت در بعضی از موارد جانب انصاف رعایت نشده است. (كارگزاران، 18 بهمن 86)

● آذر منصوری معاون سیاسی دبیر كل جبهه مشاركت: طبق آمار تعداد كرسی‌هایی كه امكان رقابت در آنها برایمان باقی مانده است پس از ردصلاحیت‌های این هیأت‌ها به 23 كرسی تنزل پیدا كرده است. (اعتماد 18 بهمن 86)

● سردار جعفری فرمانده كل سپاه خطاب به بسیجیان اعلام كرد: حمایت از اصول‌گرایان تكلیف الهی است. وی اظهار داشت امروز وحدت اصول‌گرایان كه نقطه استراتژیك این جریان است، باید تقویت شود و در این راه اقشار مختلف جامعه به خصوص بسیحیان وظیفه سنگینی برعهده دارند. وی افزود جریان اصول‌گرا در دو قطب حاكمیت یعنی قوه مقننه و مجریه قرار گرفته است كه این امر را باید ارج نهیم و از آن حمایت كنیم. البته قوه قضاییه، قوه‌ای مجزا از این دو قوه است، ولی امید داریم این قوه نیز اصول‌گرایی را دنبال كند. وی خطاب به بسیجیان گفت جریانی كه مقابل اصول‌گرایی قرار دارد اكنون برای شما خیلی شفاف‌تر از گذشته است. اما این موضوع برای اقشار دیگر به این روشنی نیست. از این رو امیدواریم خداوند متعال كمك كند به وظیفه انقلابی و بسیجی خود عمل كنیم. (اعتماد 20 بهمن 86)

● حسنی، امام جمعه ارومیه: رد صلاحیت‌ها بازی با شخصیت انسان‌هاست. از هیأت‌های اجرایی و هیأت‌های نظارت خودمان گلایه می‌كنم. نمی‌بایست این مقدار با شخصیت افراد بازی كرد. همین مقدار بسنده می‌كنم و می‌گذرم، یعنی در مركز استان دوسوم افراد را ما بیاییم «به قرض پدرمان» بدهیم و باز از مردم انتظار داشته باشیم، مردم بیایید و رأی بدهید!...، این را من امام‌جمعه مركز استان صحیح نمی‌دانم، صلاح كشور هم نیست. حالا از 70 الی 80 نفر، 24 نفر مانده، می‌توانیم بگوییم 10، 15 نفر ضدانقلاب و نفوذی هستند، برداریم در نقده 75 درصد را ردصلاحیت كنیم، نمی‌دانم، این‌ها بازی با شخصیت انسان‌هاست. (كارگزاران، 20 بهمن 86). (همچنین مطبوعات در روزهای اخیر از قصد كناره‌گیری آیت‌الله حائری شیرازی امام جمعه شیراز از امامت جمعه و تصمیم به پرداختن به اشتغالات فرهنگی و دینی خبر دادند).

● محمدرضا باهنر: ما در مجلس خبردار شدیم حدود 28 نفر از نماینده‌ها از سوی هیأت‌های اجرایی تأیید نشدند و پس از آن نیز این تعداد به 30 الی 40 نفر در شورای نگهبان رسید. ما بدون توجه به فراكسیون‌ها و رقبا در مجلس درباره همه كسانی كه ردصلاحیت شده‌اند، با شورای نگهبان رایزنی انجام دادیم.

باهنر ضمن حمله به برخی نمایندگان مجلس ششم اظهار داشت: معلوم است كه این افراد صلاحیت ندارند كه مجددا وارد مجلس شوند و اكنون هم كه در حال زندگی‌كردن هستند به دلیل رأفت نظام جمهوری اسلامی است. (اعتماد 20 بهمن 86)

● انتقاد سیدحسن خمینی از ردصلاحیت‌ها. وی ضمن اظهار تأسف در این باره، اظهار نظر برخی از مراجع را در خصوص گلایه از ردصلاحیت‌ها گام بزرگی دانست و گفت این گام‌ها امید می‌دهد كه مشكل قابل حل است. (كارگزاران، 20 بهمن 86)

● سردار ناصر شعبانی فرمانده دانشكده فرماندهی و ستاد سپاه پاسداران كشور (دافوس) از اصلاح‌طلبانی كه در انتخابات مجلس هشتم ثبت‌نام كردند به تندی انتقاد كرد و گفت: متحصنین مجلس ششم با چه جرأتی ثبت‌نام كردند؟ (اعتماد 20 بهمن 86)

● مسعود سلطانی‌فر مسئول ستاد اجرایی انتخابات حزب اعتماد ملی گفت: 62 درصد كاندیداهای ما در مرحله اول بررسی صلاحیت‌ها در هیأت‌های اجرایی رد صلاحیت شده‌اند كه این میزان در مرحله دوم در هیأت‌های نظارت به 70 درصد رسیده است. (اعتماد 20 بهمن 86)

● سخنگوی شورای نگهبان خبر داد در هیأت‌های اجرایی حدود 2200 نفر رد صلاحیت شده بودند كه شورای نگهبان 800 نفر دیگر را به جمع ردصلاحیت‌شدگان افزود. كدخدایی اضافه كرد حدود 20 نفر از نمایندگان فعلی صلاحیت‌شان در هیأت‌های نظارت استانی تأیید نشده كه ما در صدد بازبینی هستیم تا حقی ضایع نشود. (اعتماد 21 بهمن 86)

● احمد توكلی اعضای شورای نگهبان را به «عدم تنگ‌نظری» و «رعایت عدالت در بررسی صلاحیت كاندیداها» توصیه كرد. وی در نامه‌اش به شورای نگهبان گفته است: در این دوره كمیت و كیفیت ردصلاحیت‌ها ابعاد خاصی یافته است كه نگرانی دوستداران انقلاب اسلامی را برانگیخته است... شكی نیست كه ازشورای نگهبان چیزی جز نگهبانی از مرزهای قانون انتظاری نیست، مرزهایی كه ممكن است در مراحل ابتدایی رسیدگی به صلاحیت داوطلبان، به دلیل ضعف و ناتوانی یا طغیان تمایلات قبیله‌ای قومی یا سیاسی شكسته شده باشد... و یا تنگ‌نظری سبب شود حتی برخی نمایندگان فعلی به دلیل مخالفت قانونی با بعضی سیاست‌ها یا عملكردهای دولت محترم ردصلاحیت شوند. حكومت چنان كه رسول مكرم فرمود با كفر پایدار می‌ماند ولی با ظلم، نه. تبعات منفی این نحوه برخورد بر روحیه آزادگی ملت و افزایش خطر انحراف دولت بر شما پوشیده نیست. با توجه به سوابق می‌توان امیدوار بود كه با همت و صرف وقت و دقت شما فقهای گرامی و حقوق‌دانان محترم حق‌های احتمالا پایمال شده احیا شود و در عین حال مجلس از نفوذ عوامل ناصالح، فرصت‌طلب و رانت‌خوار مصون بماند. (اعتماد 21 بهمن 86)




نوشته شده توسط بچه تیزهوش شاه عباس در پنجشنبه 2 اسفند 1386 و ساعت 02:02 ق.ظ
تحلیل نهضت آزادی | سیاسی ,
در 22 بهمن سال 57، نتیجه‌ی سه ربع قرن تلاش‌های آزادی‌خواهانه‌ی ملت ایران برای رسیدن به آزادی و استقلال، پس از انقلاب مشروطه، به بار نشست و در نتیجه‌ی وحدت عملی و همکاری و همفکری ملیون ، مذهبیون، ‌گروه‌های چپ و روشن‌فکران آزادی‌خواه ، اعتصابات بازاریان، كاركنان دولت و کارگران و مبارزات مشترک دانشگاهیان، روحانیون و حمایت اكثریت قاطع ملت ایران، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، انقلابی که دستاورد تلاش‌ها و نتیجه‌ی تحمل سال‌ها زندان و شکنجه‌ی آزادیخواهان و شهادت بسیاری از آنان بود، انقلابی که قرار بود الگویی برای همه آزادی‌خواهان جهان شود و آرمان‌شهری را بنا نهد که در سال‌های بعد، مایه‌ی رشک وغبطه دیگر ملت‌های جهان باشد.

اما امروز، آن مدینه فاضله‌ای كه می بایست پس از گذشت عمر یک نسل از انقلاب پدید آمده باشد، در چه وضعی قرار دارد؟

برخی از سخن‌رانان حرفه‌ای این روزگار، در ارزیابی شاخص‌های پیشرفت و آبادانی، ترجیع‌بندی  از دستاوردهای صنعتی را در منابر و تریبون‌های انحصاری كه در دست دارند، برمی شمارند وتكرار می كنند. اما فراموش می‌كنند كه در یك بررسی علمی و قابل اعتماد، میزان پیشرفت نه فقط با دستیابی به فلان تكنولوژی كه با ارزیابی ضریب رشد اقتصادی و توسعه ی متوازن و پایدار و همچنین با میزان دستیابی به شاخص‌های عدالت اجتماعی و رفاه ملی قابل سنجش است و از این رو ضرورت دارد كه این ستایشگران با مقایسه‌ی نرخهای رشد اقتصادی و صنعتی و وضعیت عمومی ایران با کشورهایی مانند مالزی، ترکیه وكره جنوبی، در 29 سال گذشته داوری كنند که کدام حکومت عملکردی موفقیت آمیزتر داشته است؟

متاسفانه باید اذعان كرد كه در آستانه‌ی ورود به چهارمین دهه‌ی حیات نظام جمهوری اسلامی ایران،  تذکرات و هشدارهای ناصحان و خیرخواهان نادیده گرفته شده و كشورمان در چنان بحرانی واقع شده است که خروج از آن به آسانی امکان پذیر نیست.

سال‌ها پس از پیروزی انقلابی كه بنا بود مصادیق تبعیض و بی عدالتی را در میان قشر های جامعه محو سازد و گامی در راستای جامعه‌ی عدالت محور باشد، بخشی از حكومت‌گران نوپا مدیران سابق حكومت را كه سال‌ها در مسند امور قرار داشته‌اند به ترویج فقر و فساد و تبعیض متهم می‌سازد.
رییس دولت نهم جمهوری اسلامی ، تقریبا در همه ی سخنرانی‌هایش، ازجمله در سخنرانی 22 بهمن امسال، موارد بسیاری را به عنوان شواهد وجود تبعیض ونبود عدالت بر شمرده است و با صراحت تمام، علل بروز چنین وضعیتی را تنها به عملكرد جریان سیاسی رقیب و دولت‌های پیشین منتسب می‌داند،
 بی آن كه به دوران تصدی خود و یا شیوه‌ی حكومت‌داری طیف سیاسی هم‌سو در طی این سالیان نیز، اشاره‌ای كند.

 

اینك، وضعیت کنونی ایران پس از انقلاب، تنها از سوی یكی از اعضای سابق شورای انقلاب مورد تایید است و باقی اعضای آن شورا، به درجات گوناگون منتقد وضع موجودند. آیا این امر نمی‌تواند معیاری برای بررسی میزان موفقیت در دستیابی به هدف های تعیین شده‌ و آرمان‌های اصیل انقلاب باشد؟

 

به نظر می‌رسد كه تجربه‌ی نزدیك به  سی سال حكمرانی بلا منازع گروهی محدود، همراه با انحصارگری و اختناق ، ضمن منحرف كردن انقلابی اصیل و مردمی، که با شعار "‌استقلال ،‌ آزادی، جمهوری اسلامی" به پیروزی رسیده بود، آن را به مرز یك بن بست تاریخی و وادی عدم انطباق عمل‌كرد هیات حاكمه با آرمان‌ها و مطالبات تاریخی ملت ایران كشانده است.

در آستانه دهه چهارم دوران پس از انقلاب ، نهضت آزادی ایران لازم می داند كه به یك ارزیابی فشرده از میزان تحقق هر یك از اجزای شعار یاد شده بپردازد.

 

استقلال

اگرچه انقلاب اسلامی موجب كوتاه شدن دست  قدرت های بزرگ جهانی از این سرزمین اهورایی شد و دردهه نخست پس از آن نیز، در جریان جنگ تحمیلی، هزاران جوان برومند ایرانی جانشان را فدای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی میهن عزیزمان کردند، متاسفانه استقلالی که با چنین هزینه‌ای به دست آمده است، مدت‌هاست که اسیر برداشت‌ها و عمل‌كرد ناصواب حاکمانی شده است كه بی‌هیچ تعارفی به حق حاكمیت ملت باور ندارند و سنگ بنای حكومتشان را برپایه نقض گسترده‌ی حقوق بنیادین ملت استوار می‌بینند. از این رو، تصادفی نیست كه همسایگان این سرزمین پهناور، هم‌زمان و البته با برنامه ریزی حساب شده به مطرح كردن ادعاهای بی پایه و تهدید تمامیت ارضی ایران پرداخته‌اند. تمامیت‌خواهان حاكم، هنوز هم با دركی كه بیشتر یادآور بینش‌های رایج در دوران جنگ سرد است، برخورد با ابرقدرت‌های جهانی را به عنوان مهم‌ترین روش و شاخص اصلی استقلال ارزیابی می‌كنند
 و در نتیجه‌ی چنین تفکری، ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ناچار به پرداخت هزینه‌های بسیار سنگینی در عرصه بین‌المللی شده است.

 نهضت آزادی ایران، پیش از این نیز یادآور شده بود كه در شرایط كنونی بین‌المللی، حاكمیت ملی و استقلال سرزمینی با احترام دولت‌ها با حقوق اساسی ملت هایشان رابطه‌ی مستقیم دارد. امروز عاشقان ایران، ‌نگران تعرض بیگانگان به مرزهای ایران و توطئه‌های استعمار نو و كشورهای بحران‌زده‌ی همسایه‌ علیه یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران هستند. رفتارهای نابخردانه‌ی حاکمیت تمامیت‌خواه دربر خورد با هم میهنان کرد و بلوچ و عرب، باعث شده است كه ، علاوه بر افزایش ضریب تهدیدات نظامی و اعمال گسترده‌ی تحریم‌های اقتصادی و همچنین انزوای سیاسی بی‌سابقه در عرصه‌ی بین‌المللی، خطر فروپاشی جغرافیایی بیش از هر زمانی در پنجاه سال گذشته نگرانی آور باشد.

 

آزادی

جای بسی تأسف است كه به رغم گذشت نزدیك به سی سال از پیروزی انقلاب، اصلی‌ترین خواست روشن‌فکران و فعالان سیاسی و اجتماعی در صد سال اخیر و نیز مهم‌ترین آرمان انقلاب و انقلابیون در سال 57 تا امروز محقق نشده است.

دانشجویانی كه در دوران سلطه نظام مطلقه‌ی سلطنتی به خاطر مبارزات آزادی‌خواهانه‌ به زندان می‌افتادند، امروز در مقام استاد دانشگاه ممنوع التدریس و یا اجبارا بازنشسته می‌شوند و دانشجویان فعال امروز نیز  دوره‌های فشرده‌ای را در دانشگاه اوین می گذرانند.

امروز كار به جایی رسیده است كه حتی اعضای احزاب ملی- اسلامی که در رژیم استبدادی شاه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و توهین به نظام شاهنشاهی محاكمه و زندانی می شدند، در آستانه سی سالگی انقلابی که خود در پدید آوردن و پیروزی آن نقش مؤثر داشتند، به اتهامات مشابه بازداشت و محاكمه می‌شوند و دامنه و مرز تمامیت‌خواهی این حاكمان تا حدی گسترش یافته كه حتی برای خانواده‌ و دوستداران یكی از برجسته‌ترین مبارزان دوران ستم‌شاهی وعضو شورای انقلاب و اولین نخست وزیر نظام نوپای جمهوری اسلامی- كه حكمش را از دست رهبری گرفته بود كه برگزیده‌ی بی‌واسطه‌ی ملت انقلابی بود- حق برگزاری مراسم یادبود قائل نمی‌شود.

امروزه شاهدیم كه فشارهای اطلاعاتی و امنیتی نه تنها بر گروه‌های سیاسی و فعالان عرصه‌ی مطبوعات، كه بر بسیاری از گروههای اجتماعی و نهاد های مدنی نیز افزایش یافته است و احزاب، گروه‌ها یا فعالان منفرد اجتماعی و سیاسی مورد پرسش‌های اعتقادی قرار می گیرند و اگر باورهای آنان منطبق بر اعتقاد و عملكرد تمامیت‌خواهان نباشد یا تفتیش كنندگان عقیدتی باور آنان را احراز نكنند، نه تنها از حقوق سیاسی، كه در مواردی از حقوق انسانی، برخوردار نخواهند بود. اشاره به این واقعیت، جای بسی تأسف دارد كه در حکومتی، که بنا به تصریح بنیانگذار آن، قرار بود کمونیست ها نیز حق فعالیت واظهار نظرآزادانه داشته باشند، امروزه حتی احزاب مسلمان نیز از حداقل حقوق قانونیشان بهره‌مند نیستند.

 

جمهوری اسلامی

الف- ركن جمهوریت 

نزدیک به 30 سال پس از همه پرسی فروردین 58- که در آن،"مردم" نظام جمهوری اسلامی را برگزیدند- تمامیت خواهان با صراحت منکر مشروعیت آرای مردم هستند و آشكارا از پذیرش به ‌ناچار و از سر اضطرار "نظام جمهوری"  سخن می‌گویند و دریغا که برخی بازماندگان شورای انقلاب كه هنوز بر مصادر حکومتی قرار دارند نیز، با برگزیدن شیوه سكوت، گویی بر این سخنان مهر تایید زده، رضایتشان را اعلام می‌ كنند.

انقلابی که بر آمده از آرای مردم بود، امروز با ترفند های گوناگون در انحصار اقلیتی محدود قرار گرفته است و به رغم تاكید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مفاد اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، اکثریت مردم ایران را راهی به مشاركت و حضور در عرصه‌های گوناگون قدرت سیاسی نیست. اكنون، مناصب حكومتی، در سایه قوانینی نا معتبر و چه بسا نانوشته، در انحصار محافلی خاص قرار گرفته است و به اصطلاح "شیفتگان خدمت" سال‌هاست که اجازه‌ی ورود به حوزه‌ی قدرت را به هیچ دگر اندیشی نمی‌دهند.

از میان انتخابات گوناگونی كه در قانون اساسی برای دخالت ملت در تعیین سرنوشت خویش دیده شده است، انتخابات مجلس خبرگان رهبری در عمل تنها به قشر روحانی وابسته به حاکمیت محدود گردیده است و در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری نیز فیلترهای غیر قانونی و تهمت‌های غیر شرعی دست اندر كاران، مانع اعمال حق حاکمیت ملت می شود، در حالی كه با نگاهی به متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اندیشیدن به فلسفه انقلاب، كه علیه نظام سلطنت مطلقه و استبداد فردی شاه صورت گرفت، و نیز با توجه به سنت امامان شیعه (ع) - كه با وجود برخورداری از  موهبت عصمت، همواره در انظار عمومی استغفار و طلب دوری از گناه می‌كردند، می توان دریافت  كه بانیان نظام  و تدوین كنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حتی رهبر نظام را كه به موجب همان قانون باید فقیه جامع الشرایط و مرجع تقلید می‌بود، مصون از خطا فرض نمی‌كردند و از این رو نهادی را به نام مجلس خبرگان رهبری - كه بر پایه اصل یك‌صد و یازدهم آن قانون وظیفه‌ای جز نظارت بر رهبری نداشت پیش بینی كردند تا از بروز هر گونه خطای احتمالی یا عملكرد فرا قانونی رهبری جلوگیری شود. به همین علت، لازم بود كه اولا این مجلس، برآیند تمام گرایش‌های فكری ملت باشد و دوم آن كه، همان‌گونه كه رأی مجلس خبرگان در ابقا یا تغییر رهبری قاطع است، بتواند در ارزیابی عملكرد مجموعه‌های منصوب رهبری نیز قاطع باشد.

 اما متاسفانه در خلال این مدت، نه مجلس خبرگان رهبری، نسبت به بازیابی جایگاه قانونی خود و ایفای جدی وظایف نمایندگی مردم مبتنی با ساختار حقوقی‌ این نهاد و ظرفیت‌های قانونی آن تمایلی آشكار كرد و نه شورای نگهبان قانون اساسی، نسبت به مهم‌ترین كاركردش یعنی پاسداری از حقوق ملت برپایه اصول قانون اساسی، علاقه‌مندی نشان داد.

واقعیت این است كه برای این پرسش ساده نمی‌توان پاسخی یافت كه چرا هیات حاكمه که همه ساله در سالروز همه پرسی تغییر نظام سلطنتی به جمهوری اسلامی برای انتخاب ماهیت حکومت، تبلیغاتی گسترده در مورد نتایج آن به راه می‌اندازند- امروزه مطرح كردن هر گونه درخواست برای تکرار چنان رفراندومی را با شدیدترین وجهی محكوم و در خواست كنندگان را سركوب می‌كنند.

 

ب- ركن اسلامیت

در حالی که در آستانه‌ی انتخابات پیش رو، بیشتر نمایندگان دوره‌‌های گذشته‌ی مجلس شورای اسلامی  و جمعی از وزیران دولت‌های پیشین و حتی برخی اعضای سابق شورای نگهبان و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری به اتهام عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام از سوی هیات های اجرایی و نظارت شورای نگهبان رد صلاحیت می‌شوند، چگونه می‌توان ادعا کرد که در تمامی دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، دولت یا حکومتی اسلامی برقرار بوده یا حاكمانی مسلمان بر این سرزمین حكومت می‌كرده‌اند ؟

درحکومتی که در آن یکی از بزرگ‌ترین مراجع تقلید شیعیان- که نقش والایی نیز در به ثمر رساندن انقلاب و تدوین نظریه حكومت اسلامی بر پایه آموزه ولایت فقیه داشت- سال‌ها به جرم انتقاد و مطرح كردن نظرات فقهی محبوس و محصور و تحت فشار باشد، چه میزان پای‌‌بندی به اسلام یافت می‌شود ؟

در زمانی که طیف ‌های گوناگون مسلمان كه در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به رسمیت شناخته شده اند، مانند برادران اهل سنت، از داشتن مکانی برای برگزاری نماز جمعه یا مسجد در برخی از شهرها ، از جمله تهران محرومند، حسینیه‌ی فقرای گنابادی با خاک یکسان می شود و روشن‌فکران مسلمان، حتی حق برگزاری نماز دو عید بزرگ اسلامی را نمی‌یابند، تعبیر اسلامی بودن حکومت به طنزی تلخ بدل شده است.

در حکومتی که قرار بود ادامه ی حکومت علی (ع) باشد، و انتظار می رفت كه حاکمانی بر مسند قدرت قرار گیرند كه  حتی از در آوردن خلخال از پای یك زن یهودی برآشوبند و آرزوی مرگ کنند، امروزه شاهد آن هستیم كه مسلمانی به جرم دگر اندیش بودن کارد آجین می‌شود و مسلمانانی در زندان به وسیله ضابطان رسمی قوه‌ی قضاییه و ماموران حرفه‌ای و حكومتی امر به معروف و نهی از منکر  به طرق مشکوک فوت می‌کنند یا در شرایطی قرار می‌گیرند كه خودكشی را بهترین طریق رهایی می‌یابند،
 و متاسفانه هیچ مسئولی نه تنها آرزوی مرگ نمی‌كند كه حتی خود را ملزم به كناره‌گیری از قدرت و یا دست كم موضع‌گیری و پاسخ‌گویی نیز نمی‌بیند.

مدعیان قرائت رسمی از دین و مذهب خطبه‌ی صریح امیر مؤمنان در باره حقوق مردم بر حاکمان را آن‌چنان تفسیر می‌کنند که بیشتر به نظرات خلیفه سوم، آن‌گاه که ابوذر غفاری و عمار یاسر را به علت اعتراض آنان به عملکردش به ضرب و شتم و تبعید محکوم ساخت، شباهت دارد.

در آستانه سیمین سال حضور فقها بر مصدر حکومت، برخی از روحانیان به اتهام اظهار نظر به خلع لباس و زندان محکوم می‌شوند و فقهایی که در دوران مبارزه وانقلاب از " قاعدین" بودند، با ژست"مجاهدین"، منتقدان را تکفیر می‌کنند.

دستگاه‌های امنیتی مصداق "رحماء‌بینهم" را در مورد مفسدان اقتصادی می‌دانند و، در مقابل،
" اشداء علی الکفار" را متوجه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در سراسر کشور تفسیر می‌كنند. نتیجه‌ی چنین برخورد هایی آن است که كسانی که میلیاردها تومان از بیت المال اختلاس کرده‌اند با وثیقه یا بی‌وثیقه در انتظارتشكیل دادگاه و صدور احکام سبك یا قابل خرید خنده‌ی تمسخر بر لب دارند، ولی نهاد انجمن‌های اسلامی تخریب می‌شود و دانشجویان عضو آنها، به اتهاماتی که حتی از سوی دادگاه نیز رد شده است، برخلاف قانون، در زندان می‌مانند.

 

نهضت آزادی ایران بر این باور است که فراتر از شعار ارزشمند و فراگیر "استقلال، ‌آزادی، جمهوری اسلامی"‌ گسترش اخلاق مهم‌ترین آرمان و ارزش انقلاب اسلامی  بود، آرمانی که با كمال تأسف و دردمندی باید به شکست در دستیابی به آن اعتراف كرد .

رشد روزافزون طلاق،‌ اعتیاد به انواع مواد مخدر و مسکرات ، فروپاشی هنجارهای دینی و اخلاقی متداول در خانواده‌ها ، آمار های وحشتناک تجاوز و قتل که هر روز صفحات روزنامه‌ها را پر می‌کند.
آمار خجالت‌آور رشد مهار نشده‌ی ویروس
HIV مثبت ( ایدز )، حتی در مذهبی‌ترین شهرهای كشور، رشد بی‌سابقه و فزاینده فساد اداری در لایه‌های مختلف حکومت نشان‌گر سقوط اخلاق در جامعه و عدم توفیق عموم دولت‌هایی است كه در پی یك انقلاب اصیل و مردمی با خواسته‌های كاملا فرهنگی روی كار آمدند و بی‌گمان، یكی از مهم‌ترین علل این ناكامی را در تفكر رسمی و حاكم " همه با من "و ممانعت آحاد ملت از دستیابی به حقوق بنیادینشان، باید سراغ گرفت.

 

در خاتمه، لازم به یادآوری است كه به رغم نقش مثبت و پیش‌برنده‌ای كه ماهیت انقلاب اسلامی در تاریخ این سرزمین ایفا كرده است و دستاوردهای غیر قابل انكار آن، نظیر سازندگی، ارتقای بهداشت عمومی، رشد آگاهی‌ سیاسی، افزایش میانگین سطح تحصیلات علمی و دستیابی به برخی فن‌آوری‌های مدرن، پوشیده نمی‌توان داشت كه دستیابی به این سطح از پیشرفت، در خور آن حركت عظیم، شعار های انقلاب و مطالبات و نیازهای مادی و معنوی ملت شریف ایران و سرمایه‌ها و ظرفیت‌های مالی و انسانی جامعه‌ی ایرانی ارزیابی نمی‌شود و متاسفانه امروز، كشور ما با نقطه‌ی مطلوب و چشم‌انداز واقع‌بینانه‌ای كه
 طی این سی سال باید به آن می‌رسید، فاصله‌ی فراوانی دارد.

 از این رو نهضت آزادی ایران خیرخواهانه و فروتنانه تمامی نقش آفرینان و علاقه مندان به آرمان‌های اصیل انقلاب 1357و دل‌سوزان ایران را فرا می‌خواند تا برای پاسداری از اصول و آرمان های اصیل انقلاب و حفظ حرمت خون همه شهیدان و ایثارگران راه آزادی و استقلال كشور، با بررسی عمیق وضع موجود، از رشد این روند انحرافی و گسترش شكاف ملت- دولت و رسیدن به نقطه‌ای كه گریز از بحران ناممكن شود، به موقع جلوگیری كنند.

به نظر نهضت آزادی ایران، برون رفت از بحران های یاد شده نیازمند عزم و جهاد منسجم ملی است و تنها با یاری خداوند و در پرتو حاكمیت ملت و تحقق حقوق و آزادیهای اساسی مردم، مقدور خواهد شد. والعاقبه للمتقین.

 

                                   نهضت آزادی ایران


نوشته شده توسط بچه تیزهوش شاه عباس در پنجشنبه 2 اسفند 1386 و ساعت 02:02 ق.ظ
دکتر یزدی | سیاسی ,

انقلابیون ایران دقیقا ً می دانند خواهان نابودی چه چیز هستند، اما اغلب توانایی پیش بینی اتفاق بعدی را ندارند. این موضوع درباره ابراهیم یزدی و بسیاری از متحدان انقلابی او صدق می کند. پس از گذشت سه دهه از پیدایش انقلاب، آنها هنوز خاطره روزی را که شاه از ایران فرار کرد، گرامی می دارند، اما در عین حال با یک واقعیت تلخ نیز دست و پنجه نرم می کنند: آنها از چیزی که به ایجاد آن کمک کرده اند، کنار گذاشته شده اند. ایران در ماه جاری بیست و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفت، اما افراد بسیاری مانند آقای یزدی که پایه گذاران انقلاب بوده اند، در هیچ جشن رسمی شرکت نداشته اند.

یزدی در مصاحبه ای درباره حکومتی که وی به برپایی آن کمک کرد، می گوید:" البته این حکومت یک حکومت سلطنتی نیست، یک حکومت جمهوری است. با این وجود، نظام سیاسی اساسا ً یک نظام خودکامه است. بسیاری از حقوق اساسی و آزادی ها دائما ً نادیده گرفته می شوند. از این رو، یک منبع الهام بخش انقلاب یعنی احیای حاکمیت مردم، دموکراسی و غیره هنوز محقق نشده است."

یزدی با تسخیر سفارت آمریکا در ایران در سال 1979 مخالف بود، اما این بدین معنی نیست که او طرفدار آمریکاست. او منتقد سیاست های واشنگتن در قبال ایران و دشمن صهیونیسم بود، اما در عین حال خواهان کشوری برخوردار از روابط عادی بود، کشوری که توسط جامعه بین الملل به رسمیت شناخته شود و منزوی و تندرو نباشد. او می گوید می دانسته که گروگانگیری دیپلمات ها منجر به ایجاد حکومتی مانند حکومت فعلی خواهد گشت، حکومتی که همواره به رادیکال ترین دیدگاه ها بها می دهد.

غیرمنتظره است که یزدی امروز خود را با برخی از آن گروگانگیرها مانند عباس عبدی، که اکنون خواهان اصلاح نظام هستند و بخاطر نظراتشان به حاشیه رانده شده اند، متحد می بیند. عبدی می گوید:" ما آن زمان تصور می کردیم خیلی چیزها می دانیم. همه چیز ساده بنظر می رسید. فکر می کردیم اگر فقط شاه برود، همه چیز حل و فصل می شود. اما انقلاب کار درستی بود، هیچ گزینه و راه حل دیگری وجود نداشت."

یزدی می گوید او یک اصولگراست، اما منظور او این است که او یک روشنفکر مسلمان است و در پایبندی به شعایر و تعالیم دینی سنت گراست. اما او یک دموکرات سرسخت است که دموکراسی را نه بر اساس ساز و کار حکومت، انتخابات و نهادها بلکه بر مبنای دیدگاه ها تعریف می کند. او می گوید:" ما تساهل و مدارا را مؤلفه اصلی دموکراسی می دانیم. خداوند همه ما را یکسان خلق نکرده است – ما با یکدیگر متفاوتیم – جامعه بشری یک جامعه کثرت گراست. خداوند در قرآن به ما می گوید که انسان خلق شده است تا آزاد باشد. بنابراین ما آزاد هستیم بیندیشیم و متفاوت بیندیشیم. از این رو، هدف دموکراسی شناختن طبیعت کثرت گرای جامعه بشری است. موضوع دوم تساهل و مداراست. من باید با رقیب و مخالف خود مدارا کنم. با مدارا سازش هم بوجود می آید؛ بدون سازش دموکراسی ایجاد نخواهد شد."

یزدی می گوید، آنهایی که زمام امور را به دست گرفتند، آنهایی که صدایشان امروز، نه فقط در ایران بلکه در کل منطقه، بلندتر از سایر مسلمانان است، آنهایی هستند که کثرت و تنوع را محکوم می کنند و خواهان پایبندی به یک دیدگاه هستند. او می گوید، در ایران آنهایی که انقلاب او را ربوده اند، سنت گرایان هستند، افرادی مانند احمدی نژاد که می خواهند مانند رهبران دینی قرون گذشته حکومت کنند.

یزدی می گوید:"نگرش ساده لوحانه حکومت این است که رهبری وجود دارد که یک شخصیت الهی است و توسط خدا انتخاب شده است، بنابراین آنها انتظار دارند که نظام مانند نظام قرون گذشته عمل کند. آنها در این امر مؤفق شده اند. آنها رهبری دارند که می تواند همه کار بکند. با این وجود، مشکلات همچنان به قوت خود باقی هستند."

یزدی می گوید:" داستان انقلاب ایران شبیه سایر انقلاب هاست. موضوع این انقلاب احیای حقوق و آزادی های مردم بود، مردمی که بر علیه رژیم ستمگر شاه بپا خاستند. فردای انقلاب، خمینی با این سؤال روبرو شد: جمهوری اسلامی چیست؟ من طرفدار قانون اساسی و انتخابات بودم. آنها با این چیزها مخالف بودند. خمینی مردد بود، اما بتدریج به محافظه کاران پیوست."

روز آنلاین – 28 /11/86

اما آقای یزدی همچنان خوش بین است. او می گوید، اندیشمندان سنت گرا بیش از پیش به رویکرد عملگرایانه روی آورده اند. به اعتقاد او، جامعه ایران در حال بلوغ است و در راه رسیدن به دموکراسی مشروع در حال عبور از یک مرحله دشوار است. او معتقد است، مشکلات اقتصادی امروز نشانه آن است که بسیاری از سنت گرایان باید تحولات را بپذیرند.

یزدی می گوید:" ایران در حال آموختن دموکراسی است، چرا که دموکراسی یک پروسه یادگیری است. هیچ کس در کلاس درس آن را فرا نخواهد گرفت. دموکراسی یک کالای وارداتی نیست. آمریکا دموکراسی را در کوله پشتی های سربازانش حمل نمی کند. دموکراسی باید از درون اتفاق بیفتد، از چالش ها و تجربیات خودمان." یزدی درباره افرادی که هم اکنون گرداننده حکومت هستند، می گوید:" آنها باید خودشان آزمون و خطا را امتحان کنند و بیاموزند که آنچه را که دارند انجام می دهند، عمل نمی کند. راه دیگری وجود ندارد."

منبع: نیویورک تایمز، 16 فوریه، 2008

 

 




نوشته شده توسط بچه تیزهوش شاه عباس در پنجشنبه 2 اسفند 1386 و ساعت 02:02 ق.ظ
رمان و فلسفه | ادبی ,
روز پنجشنبه واپسین نشست سال 86، از سلسله نشست های موسسه معرفت و پژوهش با سخنرانی "محمد منصور هاشمی" برگزار گردید.

متن مطلب

به گزارش خبرگزاری پانا، عنوان این سخنرانی "رمان و فلسفه " بود ، که سخنران در پایان توانست سنجش و مقایسه ای میان معرفت بخشی رمان و فلسفه بوقرار نماید. هاشمی در این سخنرانی ،در آغاز به برشمردن ویژگی های رمان های جدید و تاحدی مقایسه س آن با رمان های کلاسیک پرداخت. از نکات مهمی که وی دراین قسمت یادآور میشد، مساله ی فردیت و فرد و عامل انسانی در رمان و همچنین در پی معنی نبودن رمان نویس بود. وی همچنین معتقد بود که رمان های جدید، به نوعی یک نقیضه بر رمان های کلاسیک و آن شیوه ی نگارش قدیمی به حساب می آیند که با این حال لذت بخش هستند.(مانند آثار پست مدرن که نقیضی است بر آثار مدرن) او این نوع رمان را حاصل شک بشر جدید و نوعی به رسمیت شناخته شدن شک ناشی از دستگاه شناخت آدمی دانست! محمد منصور هاشمی در بخش دوم سخنان خود، با پاسخ مثبت به این پرسش که "آیا رمان می تواند معرفت بخش باشد؟"موارد زیر را ، از جنبه های معرفت بخشی رمان دانست: 1-شناخت تاریخ اندیشه ی بشری (یا همانhistory of idea که البته در ایران مطرح نیست!) 2-شناخت قواعد و آداب و رسوم و مهمتر از همه "ذهنیات" مردم جوامع دیگر. {برای نمونه در صد سال تنهایی همراه با نوعی دور شدن از هنجار رمان به شناخت عمیق تر از قوم دیگر می رسیم} 3-معرفت بخشی روان شناختیو شناخت دغدغه های ذهن انسان 4-امکان تجربه ی منحصر به فرد و دیدن مسایل از زاویه دید فرد دیگر {که در پاره ای از رمان ها، این ویژگی بروز ادبی و روشن پیدا می کند مانند رمانی که همواره واژه ی "شما" را به کار می برد و این شما(خواننده) است که کار انجام می دهد!} 5-افزایش تجربه ی زیسته{ معرفت بخشی نفس تجربه رمان خواندن و این که فرآیند رمان نوشتن و رمان خواندن هر دو تلاش برای شناخت هستی است} هاشمی در پایان تصریح کرد که رمان نیز به مانند فلسفه معرفت بخشی دارد اما این مساله به صورتی متفاوت در رمان نمود پیدا می کند به طوری که می گوییم رمان قابل تقلیل به فلسفه نیست و این مساله دلیلی بر این نیست که یکی بر دیگری برتری دارد.فلسفه و رمان به مانند نگاه کردن از میکروسکوپ و تلسکوپ هستند ، نمی توان گفت که کدام نگاه دقیقتر است. سخنران در پایان به توضیح مساله ی به اصطلاح "مرگ مولف" پرداخت که در رمان های جدید، نویسنده و متن از یکدیگر جدا هستند و نمیتوان گفت که رمان یک فیلسوف مانند سارتر همان تفکرات فلسفی اوست. وی در ادامه به رمان جنگ و صلح تولستوی و فصل آخر آن اشاره کرد و این مطلب را توضیح داد.

نوشته شده توسط بچه تیزهوش شاه عباس در سه شنبه 30 بهمن 1386 و ساعت 02:02 ق.ظ
مصاحبه دكتر ابراهیم یزدی با مجله - شهرگان: اصلاح طلبان می خواستند با دوری از ما دوباره وارد حکومت شوند | سیاسی ,
گستردگی رد صلاحیت ها که علاوه بر اصلاح طلبان بخش هایی از اصولگرایان را نیز شامل شده است بسیاری از رهبران اصلاح طلب را غافلگیر کرده است آیا با توجه به سیاست هایی که دولت آقای احمدی نژاد در رابطه با آزادی های سیاسی و اجتماعی پیش برده است این نوع برخورد با انتخابات جای تعجب دارد؟ (منظور اینکه این غافلگیری نشان از چه دارد؟) با روی كار آمدن دولت آقای احمدی نژاد و تغییراتی كه در مدیران دستگاه های دولتی ، بخصوص در وزارتخانه های ارشاد ، كشور و اطلاعات صورت گرفت و سیاست های اعمال فشار و سركوب بر گروه های دگر اندیش ، پیش بینی سیاست های دولت در انتخابات چندان مشكل نبود . انتصابات وزارت كشور هم سمت و سوی این سیاست ها را نشان می داد . اما برخی از اصلاح طلبان امید داشتند كه با مذاكره از یك طرف و فاصله گرفتن از گروه هایی ، نظیر نهضت آزادی ، كه خط قرمز محسوب می شد ند ، بتوانند مجدداً وارد حكومت شوند . اما روشن بود و از همان موقع ما به كرات یادآور شده بودیم كه این یك خوش بینی بدون توجیه است . 1) برخی معتقدند اصلاح طلبانی که امروز در حاشیه قدرت قرار گرفته اند و نیروهایی همچون نهضت آزادی که به عنوان اپوزیسیون تحمل می شوند، محدودیت های موجود را پذیرفته اند و نه از اصل آزادی بلکه تنها از آزادی خودشان دفاع می کنند. نظر شما در این ارتباط چیست؟ صدور چنین حكمی و تعمیم دادن به تمام گروه های سیاسی ، از جمله نهضت آزادی ایران نادرست است . در داخل ایران گروه های سیاسی ، نظیر نهضت آزادی ایران و یا ملی – مذهبی ها دغدغه آزادی های قانونی نه فقط گروه خود را ، بلكه آزادی فعالیت كل گروه های سیاسی را كه به مبارزه سیاسی علنی قانونی معتقدند خواستارند . طبیعی است هر گروه و حزب سیاسی ، در مرحله اول ، خواستار آزادی فعالیت حزب و گروه خود باشد ، اما همه گروه ها ، حاضر نیستند برای آزادی فعالیت خود ، به زور و قدرت حاكم تسلیم شوند . نهضت آزادی ایران اگر می خواست آزادی فعالیت خود را به هر قیمت و با قربانی كردن یا كوتاه آمدن ارزش های اعتقادی خود بدست آورد ، فرصت ها و امكانات فراوانی در دسترس اش قرار داشت . اما ما تحقق حقوق و آزادی های سیاسی را برای تمام ملت می خواهیم نه فقط برای حزب خود . 2) پیشنهاد نهضت آزادی مبنی بر نظارت بین المللی بر انتخابات مجلس هشتم با مخالفت های شدیدی در جبهه اصلاحات مواجه شد. از جمله اینکه رئیس ستاد اصلاح طلبان آن را توهین به ملت خواند. نظر شما در این رابطه چیست؟ نهضت آزادی ایران در بیانیه ای به این سخنان و اتهامت جواب داده است . به آنجا مراجعه كنید . 3) با توجه به توازن قوای نیروهای سیاسی در ایران و سازوکارهای حاکم بر تدارک نظارت بین المللی، آیا این ابزار به فرض عملی شدن می تواند در افزایش سلامت انتخابات تاثیر داشته باشد؟ ایران عضو اتحادیه بین المجالس است . و این اتحادیه هم ضرورت بین المللی بر انتخابات را در كشورهای مختلف امضاء كرده است و هم ضوابط و مقررات آن را به همراه 21 سازمان و نهاد دیگر تصویب كرده است . با توجه به مناسبات بین المللی در دوران ما بعد از جنگ سرد ، و تجربه نظارت بر انتخابات در كشورهای مختلف این نوع نظارت ها هم عملی و هم مفید هستند . 4) نهضت آزادی دلیل پیشنهاد ِ راهکار نظارت بین المللی را، خروج شورای نگهبان از عدالت اعلام کرد. آقای عیسی سحرخیز، فعال اصلاح طلب در مصاحبه با شهرگان گفته است، از طرح موضوع خروج شورای نگهبان از عدالت، حاکمیت و سطوح بالای آن را زیر سوال می برد، آیا با نظر ایشان موافقید؟ ( بویژه اینکه آقای سحرخیز تصریح کرده است که مسولان دستگاه اجرایی و هیئت های اجرایی انتخابات، بدون اجازه رهبر آب هم نمی خورند) بی تردید شورای نگهبان رابطه ی ویژه ای با مقام رهبری دارد . اما این ارتباط رافع مسئولیت آنان نمی باشد . در بیانیه تحلیلی نهضت آزادی ، ما با ذكر ادله و شواهد نشان داده ایم كه اعضای شورای نگهبان خواه به دستور مستقیم رهبری و یا مستقل از آن عمل كنند ، بی طرفی و عدالت خود را از دست داده اند . 6) بعضی از صاحب نظران می گویند علاوه بر اینکه در ایران، دولت متکی به عواید نفت، بی نیاز از مردم عمل می کند، نیروهای اپوزیسیون هم نیازی به ایجاد ارتباط و پیوند واقعی و ریشه دوانیدن در مردم نمی بینند. نظر شما در این رابطه چیست؟ (بویژه در ارتباط با نهضت آزادی این امر را چگونه می بینید؟) بخش اول این پرسش یا این نظریه كه چون دولت ایران در اداره امور خود به درآمد نفت تكیه دارد و به ملت نیازمند نیست درست است . اما بخش دوم آن كه تمامی نیرو های اپوزیسیون داخل ایران نیازی به ایجاد ارتباط و پیوند واقعی با مردم نمی بینند ، نادرست است . هستند گروه ها و احزاب سیاسی ، كه از درون حاكمیت سرچشمه گرفته اند و ممكن است برخی از آنها به قدرت ، در چارچوب تعاملات با حاكمان نگاه كنند ، اما نیروهای اپوزیسیون چنین نیستند . به عنوان مثال نهضت آزادی ایران ، هرگز چنین نبوده است . اما باید توجه داشت كه قدرت حاكم از نیروی منسجم و سازمان یافته مردم بیم دارد . تا زمانی فعالیت سیاسی به صورت فردی صورت می گیرد ، هر قدر هم شدید باشد ، ریشه دار نخواهد شد . بخشی از گسستگی ارتباط گروه های سیاسی اپوزیسیون با مردم در ایران ، معلول فشارهای سیاسی گسترده علیه این نوع گروه های سیاسی می باشد . بخش دیگری از آن مربوط به روان شناسی رفتار سیاسی جامعه ، بعد از یك انقلاب بزرگ تاریخی ، كه دچار انحراف شده است ، می باشد . 7) آیا فکر نمی کنید طرح موضوع خارج شدن شورای نگهبان از عدالت، دارای پتانسیل مناسبی برای تبدیل شدن به یک گفتمان گسترده تر برای مقابله با محدودیت های ایجاد شده توسط قدرت سیاسی مسلط باشد؟ اگر چنین است آیا بهتر نیست به جای ارائه راهکارهای حساسیت برانگیز، دنبال راهکار هایی برای افزایش گستردگی این بحث بود؟ این ها منافاتی با هم ندارند . اكنون اعتراض به رفتارهای قانون گریز شورا ی نگهبان و برخی دیگر از نهادهای دولتی بسیار گسترده شده است . تمام گروه ها و نیروهای سیاسی ، حتی اصلاح طلبان درون حاكمیت هم به آن می پردازند . یكی از دلایل یا انگیزه های تغییر در وزارت كشور توسط نیروهای راست و تمامیت خواه این بود كه به جای شورای نگهبان در رد گسترده صلاحیت ها ، هیات های اجرایی وزارت كشور همان كارها را انجام دهند . كاری كه در انتخابات حاضرشده است . این طرز عمل ، فشار را از روی شورای نگهبان می كاهد . راه های دیگر ، از جمله طرح ضرورت نظارت بین المللی ، در فضای سیاسی ایران ممكن است به تغییر در برخی از رفتارهای منجر گردد . با توجه به آرایش نیروهای سیاسی درون حاكمیت انتظار این تغییر دور از ذهن نیست . 8) به نظر می آید نهضت آزادی به طور رسمی در انتخابات مجلس هشتم شرکت نمی کند، گرچه برخی شخصیت های سرشناس ملی – مذهبی و نزدیک به نهضت آزادی، به عنوان متقاضیان نامزدی انتخابات ثبت کرده و رد صلاحیت شدند. به طور مشخص شما چه می گویید در انتخابات شرکت کنیم یا نه؟ اولین وظیفه یك حزب سیاسی ایجاد ارتباط با مردم و اثر گزاری بر روند تحولات سیاسی است . انتخابات در هر كشوری ، فرصت مناسب برای این نوع ارتباط است . نهضت آزادی ایران حضور و مشاركت در انتخابات را از هم تفكیك می كند . ما در انتخابات حضور داریم و از طریق این حضور نقش خود را در آگاهی دادن به مخاطبان خود ایفا می نماییم . اما شركت در انتخابات به معنای رفتن و رای دادن و یا اعلام پشتیبانی از كاندیداهای معین و یا نرفتن و رای ندادن و اعلام عدم مشاركت ، همه بستگی به مراحل آخرین دارد . در حال حاضر نهضت آزادی ایران در باره شركت یا عدم شركت خود در انتخابات اعلام نظر نكرده است . در موقع خود ان را اعلام می كند .



نوشته شده توسط بچه تیزهوش شاه عباس در یکشنبه 21 بهمن 1386 و ساعت 03:02 ق.ظ
"انسان علوم انسانی" در موسسه معرفت و پژوهش نقد شد | اجتماعی ,
"سارا شریعتی" در این سخنرانی به مسائل گوناگون پیرامون وضعیت علوم انسانی ،روش کار و مسائل و مشکلات آن در ایران و جهان پرداخت.

  وی در ادامه گفت: در حال حاضر در کشور ما، تخصص علوم انسانی شکل نگرفته است . برای نمونه، اگر کسی تحصیل کرده رشته های فیزیک و شیمی وعلوم دقیقه باشد، جامعه سخن او را به عنوان یک متخصص (در آن حیطه ) می پذیرد. یا مثلا اگر کسی پزشک باشد، مردم دستورات او را اجرا می کنند و پزشک در ایران از قدرت زیادی برخوردار است، اما اگر مردم با یک تحصیلکرده علوم انسانی(برای نمونه جامعه شناسی) رو به رو شوند، چنین وضعیت و احترامی را برای او قائل نخواهند شد، چون او را متخصص نمی دانند.

  "شریعتی" همچنین تصریح کرد: در حال حاضر مشکلی که در سایر کشورها برای علوم انسانی وجود دارد   در ایران وجود ندارد و اگر هم باشد نسبت به مشکلات دیگر به نظر نمی آید. 

   شریعتی در ادامه علت این مساله را جوان بودن این رشته در ایران،  کم علاقگی به تحصیل در علوم انسانی ، گسست درون رشته های علوم انسانی و عدم نظریه پردازی در کشور ما دررشته علوم انسانی و تولید علم برشمرد.
  
  شریعتی، مساله ی دور شدن جامعه ی آکادمیک از مردم در این رشته را نیز به عنوان یک مشکل مهم مطرح کردو گفت: بیشتر دانشجویان رشته هایی مانند جامعه شناسی تنها برای پایان نامه های خود از شیوه مطالعه میدانی (برخورد مستقیم با مردم و پرسش از آنها) استفاده می کنند و این گونه مطالعات بسیار محدود است.

  شریعتی "انسان علوم انسانی " را انسانی پادرهوا و جدا از جامعه توصیف و تصریح کردوافزود : علوم انسانی ما زنده نیست و بیشتر انتزاعی است، تنها یک مفهوم است و کمکی به شناخت جامعه نمی کند.
 
  وی در ادامه گفت : علوم انسانی در ایران قطعه قطعه شده است و همانند د استان "فیل در تاریکی" مولوی هر کسی به بخشی از آن می پردازد و این اجزا هیچ گاه به هم نمی رسند. 

   این استاد دانشگاه در ادامه به بحث دین و علوم انسانی در جامعه ایران پرداخت و خاطر نشان کرد : بر خلاف سایر علوم که دین پا به پای آنها حرکت می کند و معمولا یکدیگر را تایید می نمایند(برای نمونه دین اجازه اجرای شدن برخی پیشرفت ها در پزشکی را می دهد) در علوم انسانی اینگونه نیست.
 
  وی با بیان اینکه رابطه دین و علوم انسانی در ایران یک نوع رد و نافهمی متقابل است و این مساله به جهت اهمیت دین در جامعه ی ما پیشرفت علوم انسانی را دچار مشکل کرده است، اظهار داشت: ما باید به این انسان پادرهوا و بی جان علوم انسانی، جان بدهیم و به سراغ جامعه رفته و بر اساس مشاهدات به نظریه پردازی و تولید علم رو بیاوریم تا علوم انسانی به عنوان یک علم و تخصص پذیرفته شود.

کلمات کلیدی

نوشته شده توسط بچه تیزهوش شاه عباس در دوشنبه 15 بهمن 1386 و ساعت 11:02 ق.ظ
فردا... | عمومی ,

من فردا امتحان المپیاد ادبی دارم اونوقت الان نشستم اینجا!

نخوندم خوب عربی.................

اصلا چه معنی داره المپیاد ادبی   عربی داشته باشه؟

 به زودی من تو وبلاگم به یه شخصیت ادبی تبدیل می شم...... سیاسی هم نمی نویسم اصلا حتی اگه انتخابات باشه... قول می دم! (البته  که توبه ی گرگ مرگه!) مطلب پایین رو ببینید.... و البته بالا رو...


نوشته شده توسط بچه تیزهوش شاه عباس در پنجشنبه 11 بهمن 1386 و ساعت 01:01 ق.ظ
واقعیتی به نام حسین و قیام عاشورا | سیاسی ,

این رو برای پانا(خبر گزاری کانون دانش آموزی) نوشتم. با کمال تعجب تایید شد ولییی....

بعدش زنگ زدن خونمون..... (تصور کنید.. به یه همچین موضوعی هم گیر می دن.... اونوقت می گن ما هم تو دولت خوب کار کردیم هم تو دلت این شازده خوب کار خواهیم کرد!):

متن:

کتاب "جامعه شناسی قیام امام حسین (ع) و مردم کوفه" نوشته عماد الدین باقی از کتاب های قابل توجه در حوزه شناخت ابعاد مختلف قیام امام حسین است

به گزارش خبرگزاری پانا، این کتاب از سه مقاله تشکیل شده که عنوان سه مقاله به شرح زیر است:
1- جامعه شناسی قیام امام حسین و مردم کوفه
2-کارکرد های عاشورا
3-اربعین، فلسفه ی تکرار و رویش

جامعه شناسی قیام امام حسین و مردم کوفه
 
این مقاله به بررسی جامعه شناسی حرکت امام حسین می پردازد. در ابتدا(بخش درآمد) عناصر اساسی یک جنبش(پیروز) را اینگونه برمی شمارد: 1-رهبر 2-ارتباط مداوم با رهبر 3-ایدئولوژی 4-سازمان 5-فرصت 

نویسنده سبب شکست(ظاهری) جنبش مردم کوفه را نبود مورد 2 و 4 می داند و به توضیح این که چرا این دو مورد وجود نداشته است می پردازد.
 
از نکات قابل توجهی که نویسنده به آن اشاره می کند مبحث "قیام توده" است و می گوید که اصولا وقتی توده  مردم بدون سازماندهی اساسی(مورد 4) دست به جنبش می زند، نفوذ در آنها آسان تر می شود.

باقی می گوید: "مردمان ناراضی تا هنگامی که به صورت دانه های جدا و پراکنده باشند منشاُ هیچ حرکت و خطری نیستند و دیگر فرقی نمی کند که تعداد آنها کم یا زیاد باشد. اما هنگامی که افراد به صورت یک جمعیت در یک موقعیت اضطراری با احساسات مشترکی گرد هم آیند در حالی که سازمانی ندارند، انبوه خلق ایجاد می شود و انبوه خلق یا توده به دلیل ویژگی هایش در معرض تهدید یا تطمیع قرار می گیرد.

نویسنده در ادامه ویژگی های توده و انبوه خلق را چنین بر می شمارد: 1-عمدتا احساساتی است. 2- فرد در آن استحاله می شود. 3-چیزی به نام "ذهن همگانی" تشکیل می شود و افراد فردیت خود را فراموش می کنند. 4-بیشتر تحت انگیزه های آنی قرار می گیرند. 5-شرکت کنندگان در حد بالایی تلقین پذیر می شوند. 6-روی تحریکات و انگیزش های نا خودآگاهانه و بدون تعقل عمل می کنند(نویسنده این مورد و مورد بعد را به طور کامل نمی پذیرد و معتقد است که این تئوری موسوم به "تئوری واگیری یا سرایت " تا حدی مبالغه کرده است). 7-افراد هیجان زده و عاطفی می شوند.

 در واقع نویسنده با بیان این مطالب اعلام می کند که اگر به جای مردم کوفه مردم هر شهر دیگری هم بودند همین کار را می کردند و این کارهای آنها ناشی از ویژگی انتسابی یا خصلت ذاتی کوفیان نمی داند!

 فرصت و تردید
نویسنده درقسمت دیگر این کتاب که با عنوان "فرصت وتردید " نام گذاری شده است پس از شرح وقایع از هنگام ورود عبید الله بن زیاد(حاکم بصره) به کوفه تا زمانی که قصر توسط مردم (به فرماندهی مسلم) به محاصره درآمد، علت شکسته شدن محاصره و شهید شدن مسلم و هانی به طور مفصل و با توجه به مطالبی که در بالا گفته شد چنین بیان می کند که عبید الله با تهدید توده ی مردم به رسیدن سپاه از شام(از طرف حکومت مرکزی) توانست از شکاف ایجاد شده در مردم (که درباره ی شیوه ی ایجاد آن توضیح داده شد) استفاده کرده و به محاصره ی مسلم پایان دهد. باقی می گوید:
 
"انبوه خلق چون سازمان نیافته و موقتی است پراکنده می شود. در مدت کوتاهی که مردم گرفتار دودلی شدند و شب فرا رسید و همگان به خانه رفتند، فرصت کوتاهی لازم بود که آنان بتوانند تصمیم قطعی را بگیرندو از تردید خارج شوند زیرا به خاطر عدم تمکن مالی در صورت پیوستن افراد به یک قیام پایدار، خانواده ی آنها بدون رزق و روزی می ماند و باید طرحی و تدبیری برای آن می اندیشیدند و از طرفی به فرصت کوتاهی نیاز داشتند تا بر خویشتن مسلط شده تکلیف شان را با خودشان مشخص کنند. دشمن با استفاده از همین فرصت کوتاه روند و نتیجه ی قیام را دگرگون کرد و مسلم را که تنها مانده بود دستگیر کردند و نخستین ضربه ی روحی را زدند!
 
نقل از کتاب جامعه شناسی قیام امام حسین و مردم کوفه-عمادالدین باقی


 


نوشته شده توسط بچه تیزهوش شاه عباس در یکشنبه 30 دی 1386 و ساعت 02:01 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ اعتراض ملی مذهبی ها+ تحلیل نهضت آزادی+ دکتر یزدی+ رمان و فلسفه+ مصاحبه دكتر ابراهیم یزدی با مجله - شهرگان: اصلاح طلبان می خواستند با دوری از ما دوباره وارد حکومت شوند+ "انسان علوم انسانی" در موسسه معرفت و پژوهش نقد شد+ فردا...+ واقعیتی به نام حسین و قیام عاشورا+ ای سلسله جنبانان!+ برنامه کامل سمینار شریعتی، دیروز،امروز،فردا+ با وجود اعتراضات گسترده مدافعان آثار باستانی ، احمد‌ی نژاد شخصا سد سیوند را آب ‌گیری می‌کند+ سخنرانی سید احمد صدر حاج سیدجوادی در مراسم سالگرد دكتر سحابی+ دعوت شخصیت های سیاسی- فرهنگی – دانشگاهی و مطبوعاتی جهت شركت در مراسم بزرگداشت پنجمین سالگرد درگذشت دكتر سحابی+ بازداشت مجدد فعالان حقوق زنان در ایران+ بازداشت شدگان تجمع زنان در برابر دادگاه انقلاب به بند 209 زندان اوین منتقل شدند

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 ...